شهر توپها
دیروز رفته بودیم خرید تو فروشگاه برات یه توپ خریدم چون توپ قبلیت طبق معمول خیلی زود کم باد شد (بدلیل کیفیت بالای جنسهای کشور دوست و همسایه کمی اونورترمون چین ) و خیلی زود کوچیک و کوچیکتر شد و من انداختمش دور دیشب در حالیکه داشتی میخوابیدی : مامان توپ قبلیم چی شد من: کم باد شد و رفت تو شهر توپها شما : چطوری رفت من : شوتش کردم تو شهر توپها شما : حالا مامان داری راست میگی یا همینطوری میگی من : نه کم باد شد انداختمش دور دوست داری راستشو بهت بگم یا همون شهر توپها بهتره شما : همون شهر توپها بهتره پس این حرفتو پاک میکنم و با حالت پاک کردن تخته سیاه دستت رو بردی جلوی صورتت و خاطره دور انداختن توپتو پاک کردی و...










